|
مقدمه: انجمنها یا تشکلهای غیر دولتی جماعتی هستند که به دور هم گرد میآیند تا آنچه را که یک شخص به تنهایی قادر به انجام دادنش نیست، به صورت گروهی به تحقق برسانند. با توجه به انفعالی که در شرایط کنونی جامعه ما طوری بیسابقه گریبانگیر مردم شده است، انجمنهای غیر دولتی (NGO ها) امنترین و کارآمدترین محفلها برای جمع شدن و به گفتگو نشستن و «در برابر انفعال» ایستادن است. خطوط فکری و فلسفه وجودی ما: خطوط فکری و بینش اعتقادی انجمن ایرانیان طلوع فردا، بر گرفته از آموزههای آن معلم شهید و مسافر ناکجا آباد، اندیشه سبز کویر، دکتر علی شریعتی است. حرفمان دین است و تعهد به آرمانهای انسانی و دردمان بیدینی، بیقیدی و بیمسئولیتی، دینمان اسلام است اما نگاهمان به دین نه حصر گرایانه، که معتقدیم هر دینی چنانچه بر اصول الهی و وجدان انسانی استوار باشد همان اسلام است و اسلام چنانچه بر اصول الهی خویش استوار باشد، همان مسیحیت، یهودیت و ... فلسفه وجودی ما و علت اجتماعمان در تشکلی با نام ایرانیان طلوع فردا، در مرحله اول آسیب شناسی اجتماعی جامعه آشفته ایران است تا با پیدایی علل آن در راه رفع این ناهنجاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، قدم برداریم و وظیفه خود میدانیم که تا آنجا که حق و حقیقتی پایمال نشود بر خواسته خویش پای بفشاریم و رسالت دینی و مسئولیت انسانی خود را به انجام برسانیم. چالشها: پارهای از ویژگیهای جامعه ایران در سالهای گذشته سبب شده است که جریان اصلاحات در مسیری ناصحیح حرکت کند این ویژگیها عبارتند از: الف) ساختار سیاسی - اجتماعی ایران سنتی است و این سنتی بودن امکان شکلگیری و استفاده از توان گروهبندیهای نوین اجتماعی همچون احزاب، سندیکاها، انجمنها و ... را با مشکلات جدی مواجه میکند. ب) عدالت سیاسی و اجتماعی اطمینان بخشی که بتواند قوانین را در جهت منافع و اهداف گروههای گسترده اجتماعی نمایندگی کند، وجود نداشته و یا ضعیف بوده است. ج) تئوری آلترناتیو کشی در نزد حاکمیت که با شدت و جدیت در چند سال گذشته دنبال شده، عملاً شکل گیری و تکامل هر نیروی مخالف را متوقف ساخته است. د) فقدان جریان آزاد اطلاع رسانی با ایجاد محدودیت در کار رسانههای جمعی، امکان ارتباط مستقیم و موثر را بین روشنفکران و توده مردم از بین برده است و باعث جدایی بین این دو طبقه تاثیر گذار در صحنه سیاسی و اجتماعی جامعه میشود. اسلام مصلحت اندیش: اسلام مصلحت اندیش، تفسیر غلطی از اسلام راستین است که امروزه به شدت بر امور جامعه ما حاکم شده و ویژگیهای آن به قرار زیر میباشد: ۱) مخاطب این نوع دینداری، احساسات و عواطف و تعصب است و نه عقل ۲) پیروان آن دین را میخواهند تا کسی باشند و در مقابل کسان دیگری ابراز هویت کنند و نه برای آنکه به حقیقتی برسند و به عبارت بهتر از دیانت استفاده ابزاری میکنند. ۳) تفکیک جزمی خودی و غیر خودی، مومن و کافر، خط کشید نهای پر رنگ و قاطع میان مردم، جهان را ساده انگاشتن، مرز بندیهای قاطع ایدئولوژیک، بهشتی و جهنمی دیدن آدمیان و خشن و انتقام گیر بودن خداوند ۴) تنگ گرفتن دایره حق و وسیع گرفتن دایره باطل ۵) کم توجهی به مشترکات وآدمیان و انگشت نهادی بر اختلافات جزئی وعقیدتیشان و فرقه فرقه کردن اصحاب دین از لوازم و مشخصات اینگونه دین ورزی است. راه حل: دمکراسی و دموکراتیزه شدن فرهنگ دموکراسی در جامعهای ریشه گرفته و پایدار است که احترام به قانون و انتقاد به حکومت از بدیهات آن شمرده میشود و اکثریت قابل ملاحظهای از افراد و گروههای اجتماعی و احزاب سیاسی، حق موجودیت یکدیگر و اقلیتهای قومی، دینی و مسلکی را به رسمیت شناسند و اصل عدم برتری بالقوه میان یکدیگر را بپذیرند، بر این اصل تفاهم و توافقی اصولی داشته باشند و آن را ملاک عمل و اساس کارزار سیاسی و اجتماعی خود قرار دهند. تلاش برای فتح قدرت از طریق دولتهای پنهان و تخلفات غیر قانونی در انتخابات از سوی دولت نهم و پس از آن به کارگیری ۱۶ وزیر نظامی در کابینه و عزل و نصب مغرضانه مدیران دولتی در همه سطوح اداری، به خوبی نشان داد که امید به ایجاد فرهنگ دموکراسی و یا الاقل «عدالت اجتماعی» از جانب دولت آقای احمدی نژاد خیالی باطل است اما به راستی در جامعهای که شاهد رشد و توسعه طبقه متوسط جدید میباشیم، آیا مقاومت در برابر پروسه دموکراسی شدن امری ممکن است؟ و اما نقش احزاب، سندیکاها، تشکلهای غیر دولتی، جنبشهای کارگری و دانشجویی، جنبش زنان، اقلیتهای دینی و ... به عنوان انتقال دهندگان دموکراسی در جامعه بسیار مهم مینمایند. در این راه توجه به ۳ فاکتور لازم به نظر میرسد: ۱) صبر: یعنی نگاه دراز مدت به تغییرات اجتماعی و تحمل شرایط سختی که گاهاً از جانب قدرت به عوامل تغییر، وارد خواهد شد. لازمه رسیدن به یک دست آورد اجتماعی، تلاش پیگیر و ایستادگی و مقاومت است. 2) اعتراض: فعالان سیاسی و اجتماعی میبایست به شرایط موجود و قدرت حاکمه، در هر محدودیتی که ایجاد میشود، اعتراض کنند. امروز شاهد هستیم که پس از گذشت صد سال از مشروطیت هنوز هم در مورد چگونگی آزادی بیان و حقوق بشر سخن میگوییم. 3) ارتباط: فعالان سیاسی و روشنفکران جامعه، باید با زندگی عینی و واقعی جامعه، برخوردی واقعی داشته نزدیک داشته باشند و این مهم را در شعارها و مطالبات خود از قدرت لحاظ کنند. اتحاد این دو طبقه تاثیر گذار میتواند عامل محرکی برای گذار از شرایط انفعال موجود در جامعه باشد. آموزش دید واقع ببنانه به ساختار فرهنگی و اجتماعی ایران& جای شبهه باقی نمیگذارد که تغییر در صدها گونه از عادات و اعتقادات بومی که با تاریخ و سرگذشتمان پیوندی هزاران ساله دارد، کار یک ماه و یک سال نیست. «آموزش» باید از اصول و مهمترین رئوس کاری انجمن باشد. اقشار مختلف جامعه ابتدا باید با حقوق خود آشنا شوند و سپس چگونگی مطالبه این حقوق را بیاموزند که این نیز جز از طریق فرآیند آموزش صحیح و پیگیر، امکانپذیر نیست. اما به راستی چگونه آموزشی؟ آموزشی که در آن تنها از اصطلاحات روشنفکرانه، توخالی و خیال پردازانه استفاده میشود، تنها شنونده آن جز گروه معدودی از روشنفکر مابان و راحت طلبان کسی دیگر نمیتواند باشد. بازگویی و بیان مکرر مشکلات طبقات زحمتکش جامعه و پیدایی ریشههای آن راه را برای تحدید قدرت عوامل مخرب در هر مقام و منصبی که باشند باز خواهد کرد. اعتقاد ما بر این است که جامعه امروز ایران، خسته از جزم اندیشیها و تمامیت خواهیهای عناصر افراطی دست راستی و دست چپی به دنبال موج نو است تا به ساحل آرامش، امنیت، رفاه و اقتدار ملی و فراملی بر پایه صداقت و عدالت، دست یابد. انشاءلله
|