|
نگارش یافته توسط مدير سايت
|
|
12 آبان 1388 ساعت 19:00 |
|
ميلاد شويكلو وقتی دانش اموزی پا به عرصه دانش واموزش میگذاردبرای پذیرش اموزش های علمی و تربیتی و فرهنگی تحصیل میکند.دانش اموزان چگونه میتوانند به جایگاهی برسند که سرنوشت ساز جامعه باشندوکشور را از انحرافات جدا ساخته وبه سمت سلامت وپویایی سوق دهد.در دوازده سالی که مشغول به تدرس هستندبا چالش و سردرگمی بسیاری مواجه هستند که او را به هر سمتی حرکت میدهد و نمیداند ونمیداند که چه چیزی را باید اموزش ببیند .هر ساله با کتاب ها و اموزشهایی مواجه میشود که جز به پایان رساند سال وگرفتن کارنامه قبولی به هیچ وجه به چیز دیگری فکر نمیکند . درس ها طوری تالیف شده که دانش اموزان با بی میلی و رغبت به ان نگاه میکند و از رفتن به مدرسه نارضایتی از خود نشان میدهد چون هیچ گونه جذابیتی در تحصیل نمیبیند .سیستم اموزشی و تالیف کتب درسی که ارایه شده مشکلاتی از این قبیل را بوجود اورده.یک سال از حجم کتاب کم میشود و به کاتبی دیگر اضافهد میشود اما میگویند چون فراگیری برای دانش اموز سخت شدهاز حجم کتاب کاسته ایم ودر سال بعد کتاب را عوض میکنند و کتابی جدید که با سر فصل های نا مشخص که اصلا هیچ ارتباطی با هم ندارد تالیف میشود .به طور مثال به درس هندسه سال دوم دبیرستان نگاهی می اندازیم در این جا مسایلی را اموزش میدهد که از فرمول های بسیار پیچیده استفاده کرده است و دانش اموز نمیتواند مسایل را از طریق فرمول های خاص بخواند و جوابی برای ان پیدا کند پس مجبور میشود که تمامی پرسش و جواب ها را حفظ و در جلسه از ان استفاده نماید .اما در سال سوم دبیرستان این گونه نیست تمامی پرسش و پاسخ ها به راحتی برای دانش اموز قابل هضم است وبا شیرینی خاصی متوجه نکات مفهومی درس میشود .هر ساله با روشی جدید می خواهند از چاله بیرون بیاییم اما چه بسا که از چاله به چاه میافتیم .درسی که از دبستان تا دبیرستان تدریس میشود باید حلقه های به هم پیوسته یک زنجیر باشد .علم حرکتی است که هیچ گاه پایان نمی پذیرد و در یک مسیر معین حرکت میکند ، ما دهم باید مسیر مشخصی داشته باشیم ، تا کی از این شاخه به ان شاخه بپریم . بسیاری از دانش اموزان به هنرستان ها و مدارس فنی و حرفه ای میکنندبرای ادامه تحصیل مراجعه میکنند برای پذیرش اموزش های مهارتی بسیار غافلگیر میشوند چون اموزش به قدری ضعیف عمل میکند به جای اینکه بعد از اتمام دوران تحصیل پایه و اساس رشته مورد تحصیل را فرا گرفته باشند نمیتوانند سر فصل های ان را مشخص کنند و همه چیز برای انها گنگ و نا مفهوم است . در دبیرستان های فنی دانش اموز باید بتواند به عنوان یک تکنسین وارد بازار کار شود اما چه سود که باید در یک کارگاه به دلیل عدم اموزش مناسب به عنوان یک پادو از ابتا به فراگیری اموزش بپردازد. و کسانی هم که به عنوان دانشجو وارد دانشگاه میشوند با تحول بسیار زیاده مواجه میشوند که انگار تا به حال چیزی را امموزش ندیده اند. دانش اموزان علاوه برفراگیری کتب درسی همانند معلمان که در مقاله قبل هم به ان اشاره شد باید از تحقیق و پژوهش های لازم برخوردار باشند وکلاسهایی همانند کلاسهای فوق برنامه تشکیل دهیم تا تحقیقات علمی خود را ارایه داده و به سوالات و یاد گیری انها کمک کنیم .این مشکلی است که دانش اموزان به دلیل نداشتن زمان کافی نمیتوانند جوابی برا یسوالات خود پیدا کنند و همین که معلمان مطالب را به اتمام برسانند هزار با باید خدا را شکر کرد که در اخر سال همیشه با مشکل کمبود وقت برای به ثمر رساندن درس مواجه هستیم.هر ساله جشنواره خوارزمی برای دانش آموزانی که از هوش و استعداد خاصی برخوردارند و علاقه زیادی به علم اختراع دارند برپا می شود که هزاران نفر از سراسر ایران تمامی معلومات و استعداد ها و اختراعات نو در این جشنواره به مرحله نامیش و رقابت می گذارند و آثاری هم به عنوان آثار ممتاز معرفی می شود، بعد با تقدیر و تشکر و دادن جوایزی کار جشنواره به پایان می رسد تا سال آینده. اما در اینجا سؤالی که همیشه بدون پاسخ می ماند این است که اختراعات به کجا رفت و چه استفاده ای از آن شد ومخترع چه شد؟ آیا دانش آموزی که از بار علمی و هوش بسایر برخوردار است مورد حمایت مسؤولین قرار گرفت یا نه؟ یا اینکه او را به حال خود گذاشته اند؟ مگر ما نمی گوییم که جوانان سرمایه های کشور هستند مگر شعار ما این نیست که امنیت علمی این کشور به دست همین جوانان است، پس چه شد؟جوانانی با این همه ذکاوت و هوش، آیا آنها را شناسایی کرده ایم تمامی امکانات را در اختیار آنها قرار داده ایم که آنها در زیر دست استادان بزرگ کشور مشغول به تحصیل و اختراع شومند. یا به آنها هم وعده های همیشگی را داده ایم و از کمبود بودجه و مشکلات مالی صحبت کرده ایم. این جوانان دانشمند همانهایی هستند که از طرف کشورهای اروپایی و غربی که همیشه آنها را به عنوان استعمار گران و استثمارگران یاد می کنیم شناسایی می شوند و با دادن بورسیه آنها را جذب می کنند و در بهترین دانشگاههای دنیا با تمامی امکانات مشغول به تحصیل می شوند و در راستای خدمت به علم به این گونه کشورها عمل می کنند. وقتی در کشور ما که هیچ بهایی را به آنها اختصاص نمی دهیم آنها بالاجبار مجبور به ترک سرزمین خود می کنند و ما هم در این جور مواقع می گوییم :فرار مغزها.آیا ما در این زمان خود پایه این فرار را نگذاشته ایم؟ آیا اقدام کشورهای غربی برای جذب دانشمندان ما یک نوع استعما ر و استثمار نیست که خود به خود تحمیل کرده ایم؟ در آخر همین کشورها علم روز را پس از به دست آوردن منفعتهای خود با شرایط و مبلغی بسیار بسیار زیادبه ما می دهند که این اختراعات و اکتشافات را دانشمندان خود ما ممکن است به دست آورده باشند. ما چندین دانشمند بزرگ در رشته های علمی بسیار زیادی داریم که در خارج از کشور حضور دارند و نخواسته ایم آنها را به کشور بازگردانیم و به سرزمین مادری خود خدمت کنند نه کشورهای بیگانه.در اینجا ضعف مدیریتی در جای جای وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم مشاهده می شود و تا به حال وزیر با لیاقت که خود در مدارس حضور داشته باشد و از مشکلات و کم و کاستی ها باخبر باشد نداشته ایم. یک وزیر چه معیارهایی باید داشته باشد؟ همیشه جواب آن را در تمامی کتب درسی، روزنامه ها، همایش ها و ... شنیده ایم: با لیاقت ، مدیر ، مدبر، مردمی مؤمن، متعهد و... . اما آیا برنامه ای که ارائه می دهد تمامی این صفات را نمایان می کند؟ آیا تا به حال از خود پرسیده ایم وزیری که مشکلات را بداند، با معلمان و دانش آموزان نشست و برخاست داشته باشد ومشکلات آنها را بداند، همیشه نماز بخواند و پیشانی او پینه بسته باشد، قسم به قرآن یاد کرده باشد که در جهت خدمت به کشور کوشش کند میتواند به عوان وزیری لایق خدمت کند و یا وزیری که برنامه ای ارایه دهد و موانع را از سر راه بر دارد ودر مدت زمان کوتاهی بتوند موثر باشد و حق وزارتخانه و زیر مجموعه و معلمان و دانش اموزان را بگیرد میتواند وزیر خوبی باشد؟ این وزیر باید بتواند جایگاه ویژه اموزش و پرورش را نشان دهد که در راس همه وزارتخانهها باید قرار بگیرد . تا وقتی که اموزش ،علم ،اختراع ،اکتشاف،تحقیق و پژوهش نباشد هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند کشور را اداره کند تمامی سران کشور روزی در پشت همین نیمکت در همین کلاس ها مشغول به تحصیل بوده اند و به پست و مقام رسیده اند پس چگونه بتوجهی به این وزارتانه مهم ندارند. ریشه همه گرفتاری ها مشکلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی کشور از عدم علم مطمین و اموزش های لازم و به جا بوده . اگر ما نتوانیم مدیرانی تربیت کنیم که مشکلات را بشناسد و در مسیری با برنامه های خاص و موثر حل کند ناهنجاری هایی بوجود می اید که جامعه را از مسیر خود منحرف میسازد . ما باید بیشتر از هر وزارت و سازمانی بودجه در اختیار وزارت اموزش و پرورش قرار دهیم .وقتی اموزش در فعالیت های اقتصادی صورت نگیرد مشکلاتی مثل تورم ، بیکاری ، اختلاصفرشوه،...بوجود میاید . اگر اموزش در فعالیت های اجتماعی صورت نگیرد مشکلاتی هم چون ف طلاق ،اعتیاد، سرقت ، جنایت، ...بوجود میاید .این اموزش ها باید در مدارس شکل بگیرد تا دانش اموزان از همان ابتدا راه صحیح زندگی کردن را یاد بگیرد و به نسل های اینده انتقال دهد.ما اگر مشکلی در راستای تدریس نداشته باشیم و اموزش ها در مسیری که عمل کردی مناسب داشته باشد و بر گرفته از الگو های مدیریتی و اموزشی کشورهای نباشد ، و شناسایی خواسته ها و معضلات و فرهنگ کشور صورت گیرد ما هیچ مشکل و دغدغه ای را در نخواهیم داشت .اما نمیدانم که یک وزیر چه گونه انتخاب میشود . ایا کسی که لباس ساده میپوشد ، عضو بسیج است فدر جبهه و جنگ بوده،نمازش هیچگاه قضا نشده اما تحصیلات او در زمینه ای نبوده که بتواند وزارتخانه ای را اداره کند چگونه میتوان در کارش موفق شود اکثر مشکلات کشور که با ان مواجه هستیم یکی از دلایلش نداشتن مدیری لایق که در زمینه پست خود تحصیلات ، تجربه کافی ،با برنامه را داشته باشد و نگذارد احدی در راه رسیدن به اهداف که از قبل مشاورین بسیاری ان را تایید کرده اند دخالت کند همیشه موفق بوده و جامعه را از تنگنای بوجود امده که به اموزش فشار میاورد را نجات بخشد. ما وزیری میخواهیم که منتقد و معترض به مشکلات باشد و دل وزارت و اموزش و پرورش بیرون بیاید و در کلاس های در س تدریس کرده باشد تابتواند حق و حقوق وزارتخانه را بگیرد . والا کسی که از فلان سازمان یا وزارتخانه امده باشد که حوضه کاری او هیچ ربطی به اموزش و پرورش نداشته باشد و با الگو برداری از کشور های اروپایی و امیختن ان با فرهنگ اسلامی چگونه میتواند کارش را ادامه دهد . یک وزیر باید زیر دستانی انتخاب کند که هیچگاه تخلف تخطی نداشته باشند وبا نظارت های صحیح و به موقع اموزش را در چهار چوب استاندار خودش قرار دهد . ایا ایا تا به حال از کسی که به عنوان وزیر معرفی میشود پرسیده ایم که چگونه واز چه راهی میخواهد به هدف برسد یا فقط به برنامه ها توجه کرده ایم ،مگر مسیولین قبلی برنامه نداشته اند . نقل قول از اين مطلب | تعداد بازديد: 486
فقط کاربران سايت فادر به ثبت نظرات خودهستند. لطفا وارد سايت شويد و يا ثبتنام کنيد. Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4 |