انجمن ايرانيان طلوع فردا
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
انجمن ايرانيان طلوع فردا
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
 

خطوط فکری و بینش اعتقادی انجمن ایرانیان طلوع فردا ، بر گرفته از آموزه‌های آن معلم شهید و مسافر ناکجا آباد، اندیشه سبز کویر، دکتر علی شریعتی است. حرفمان دین است و تعهد به آرمان‌های انسانی و دردمان بی‌دینی، بی‌قیدی و بی‌مسئولیتی، دینمان اسلام است اما نگاهمان به دین نه حصر گرایانه، که معتقدیم هر دینی چنانچه بر اصول الهی و وجدان انسانی استوار باشد همان اسلام است و اسلام چنانچه بر اصول الهی خویش استوار باشد، همان مسیحیت، یهودیت و ...            ادامه

 
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
 
مذهب فردا،دیگر مذهب جهل و تعصب و عوام و کهنگی و تلقین و عادت و تکرار و گرم و ضعف و ذلت نیست،مذهب شعور و آگاهی و آزادی و نهضت و حرکت انقلابی و سازندگی و علم و تمدن و هنر و ادب و جامعه و مسئولیت و پیشرفت و نو اندیشی و آینده گرایی و تسلط بر زمان و بر سرنوشت تاریخ است.
 


شما مي‌توانيد با زدن دکمه Stop پخش سخنراني را متوقف کنيد

با بزرگان

 زندگینامه ی آیت الله طالقانی

مرحوم آيت الله طالقاني در سال ١۲٨٩ هجري شمسي ديده به جهان گشود، او در خانواده اي اهل علم و فضيلت و داراي روحيات انقلابي و ضد ظلم رشد نمود و براي نخستين بار در مكتب پدرش ابوالحسن آغاز به يادگيري مفاهيم اسلامي و درس تقوا كرد. همان كس كه امام (ره) از او به سرآمد پرهيزكاران ياد مي كند.

ادامه مطلب...
 

معرفي کتاب

 

كودك آزاري در ايران

تاليف : سعيد مدني (با مقدمه شيرين عبادي  و  بهروز جليلي)

كتاب كودك آزاري در ايران تاليف سعيد مدني ( قهفرخي) مي‌باشد كه در سال 1383 توسط نشر اكنون به چاپ رسيده است.


 

ادامه مطلب...
 

نويسندگان

هوشنگ ابوالقاسمي
هوشنگ ابوالقاسمي

مصطفي شويکلو
 مصطفي شويکلو
 


مهدي جعفري


ميلاد شويكلو



مريم مويدي‌فر

 
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
  f
آموزش و پرورش و نقش روشنفکر نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط مدير سايت   
12 آبان 1388 ساعت 19:02

نويسنده:پخشان عزيزي

آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد ریشه ای و تاثیر گذار در امر تعلیم و تربیت و نیز خلاق در بازتولید و بازسازی روابط (اعم از اجتماعی.فرهنگی.اقتصادی.سیاسی و...) ونظم و قدرت است.تعلیم و تربیت به عنوان کارکرد آشکار آموزش و پرورش می باشد.در واقع تعلیم وتربیت پرورش انسانی است که با شک اندیشه را از قید و بند عادت و عقاید تلقین شده آزاد سازد و بیاموزد که چگونه در وضع و حالت عدم اطمینان زندگی کندو در عین حال از اظهار تظر و اقدام خودداری نماید.تربیت و تعلیم واجد یکتایی و بی همتایی فرد با فرهنگ و تمدن خویش است.بدین معنا که فرد تربیت شده کسی است که سرانجام خود مربی خویش گردد و بتوانداولا عادات خود را به تبعیت از مفاهیم ارزشی وادارد.ثانیا ارزشهای آنی را تابع ارزشهای عالی سازدوسرانجام ارزشهای فرهنگی و تمدن را به صورت ترکیبی در نوع خود یکتا و بیهمتا سازد.این ترکیب خاص همان نمود روحانی انسان وآدمیت و فردیت اوست.فردیت به معنای کثرت ناپذیر شدن و یگانه شدن است.تعلیم و تربیت واقعی (به مفهوم اصیل آن)قبل از هر چیز مستلزم رشد همزمان دو صفت به ظاهر متضاد در اعضای جامعه است."تفرد" و "حس اجتماعی" این هر دو صفت برای زندگی وپیشرفت یک اجتماع ضروری است.-          اما آیا به راستی روشهای کنونی مورد استفاده در نهادهای آموزشی طوری تنظیم شده که این دو صفت متضاد را وحدت بخشد؟-          آیا نظامهای اموزشی میتوانند یا بر آن اصرار دارند که این دو صفت در عین آمیختگی و هم زیستی به هویت متمایز و مستقل برسند؟-          آیا نظامهای آموزشی و تربیت می توانندجایگاه خاص انسانی را فراتر از تربیت و ملزمات جامع تعریف و تبیین کنند.   نهاد آموزشی همانند یک صورت اجتماعی عمل میکند.و بر اساس آن کودکان-نوجوانان و جوانان را با جامعه پیوند میدهد.در واقع این نهاد با الگوهای مدیریتی خاص خود هدفش آن است که جامعه را از الگوی روابط اجتماعی محلی با شرایط جامعه پذیری خانواده به یک الگوی اجتماعی و مدنی منتقل نماید.یعنی بازتولید ارزشها و هنجارها جهت حرکت در حفظ قواعد و نظم موجود و اعمال مداوم روابط اجتماعی موجود با توجه به موقعیت نهادها.این فرآیند میتواند انطباق فرد با جامعه را فراهم ساخته و ایجاد رابطه شفاش نماید.نهاد در راستای مسائل محلی منطقه ای وملي به عنوان دستگاه اي مهم دولتي و شايد غير دولتي مي باشد كه خود به عنوان (نهاد هاي اخلاقي)محسوب شده و تاثيراتي بر افراد به خصوص نوجوانان و جوانان دارند و به دنبال آن تاثيراتي نيز از مراكز مذهبي،خانواده و غيره مي پذيرند.در خانواده نيز به عنوان يك نهاد بنيادين و مقدس در جوامع توسعه نيافته و در حال توسعه ،پدر و مادر بر اثر محبت و حمايت خود نمي گذارند كه كودك به خود واگذاشته شود.او در خانواده خودش نيست،نمي گذارند كه خودش باشد.كودك هرگاه از اعمال پدر و مادر بر حسب تقليد و اقتباس هم سويي مي كند،او را تشويق مي كنند و هر قدر در اعمال و رفتار خود همانند سازي مكانيكي از والدين را به نمايش بگذارد وي را تقويت مي نمايند.در اين زمان است كه تعليم و تربيت ابزاري مي شود در دست خانواده به عنوان مينياتور جامعه و حكومت كه بازتوليد قدرت و فرهنگ حاكمه از كاركردهاي پنهانش مي باشد و اين همان است كه آنتونيو گرامشي از آن تحت (اعمال رهبري فرهنگي از سوي طبقه حاكمه )ياد مي كند.نظريه تفوق در كانون انديشه هاي آنتونيوگرامشي قرار دارد.معناي تفوق در بيان گرامشي عبارتست از:الف-تفوق مربوط به فرآيند درون جامعه مدني است كه به موجب آن،يك طبقه ،حاكميت فكري و اخلاقي خود را بر ساير طبقات اعمال مي كند.ب- تفوق اشاره به رابطه بين طبقات مسلط و تحت سلطه دارد.تفوق عبارتست از كوشش موفقيت آميز طبقه مسلط براي استفاده از قدرت خود در جهت كنترل منابع جامع (افراد تحت آموزش به عنوان سرمايه ها و منابع عظيم جامع تلقي مي شوند)،به خصوص از طريق استفاده از وسايل ارتباط جمعي و نظام آموزش و پرورش .در واقع تفوق از ديدگاه گرامشي ،تلفيقي مناسب از فرهنگ و قدرت است.گرامشي معتقد بود كه شيوه هاي سلطه در حال تغيير مي باشد. به نظر او با ظهور علم و فن آوري نوين،كنترل اجتماعي بيشتر از طريق هنجارها و ارزش ها صورت مي گيرد تا از طريق استفاده از نيروهاي جسماني ،نظير پليس و ارتش و ... گرامشي اين نوع از كنترل را (تفوق ايدئولوژيك)مي نامد.يعني شكلي از كنترل كه نه تنها شور را تغيير مي دهد،بلكه رفتار فرد را نيز شكل مي دهد.پس اين تفوق ،نظامي از معاني ،فعاليت ها و ارزش هاست كه به عملكرد و منافع جامعه مسلط ،مشروعيت مي بخشد.تحليل گرامشي از تفوق ايدئولوژيك براي فهم اين نكته مهم است كه چگونه نخبگان حاكم براي باز توليد قدرت سياسي و اقتصادي خود از تفوق فرهنگي استفاده مي كنند.تفوق فرهنگي پروسه اي است كه توسط اليت هاي حاكمه پي ريزي مي شود و كاملا هدفمند است .اما آيا محدود به كشورهاي خاصي است؟بايد يادآور شد هر حكومتي مي تواند از تفوق فرهنگي استفاده نمايد و محدود به كشور يا محدوده خاصي نمي باشد.اما آنچه كه حائزه اهميت است نقش روشنفكران اجتماعي در مقابل روشنفكران و نخبگان مي باشد.نقش روشنفكران در ايجاد تغيير و فرهنگ (ضد تفوق):از سويي گرامشي معتقد است كه روشنفكران نقش مهمي در ايجاد شرايط لازم براي تغيير ايفا مي كنند.مساله روشنفكران و نقش آنان در تاريخ هاي متعدد متفاوتبوده است.به اعتقاد وي،طبقه حاكم،نوعي تفوق (يا تاثير غالب)را تثبيت نموده است كه ديگر طبقات را قانع مي سازد كه ارزشي ها،اخلاقيات و ايده هاي طبقه حاكم را به طبيعي ترين شكل ممكن بپذيرند.در اين ميان آموزش و پرورش ،نقش انتقادي در مشروعيت بخشيدن به تفوق حاكم ايفاء مي كند.آموزش و پرورش نه تنها،واقعيت هايي در مورد جهان به كودك ياد مي دهد ،بلكه همچنين ،نگرش هاي او نسبت به اين واقعيت ها را نيز شكل مي بخشد.بدين سان به اعتقاد گرامشي ،نظام آموزش و پرورش ،صرفا سلطه طبقه حاكم را منعكس نمي كند،(آنچه در انديشه لويي آلتوسر مطرح است)بلكه مي تواند ابزاري براي تغييرات اجتماعي و به خصوص ابزاري براي تغييرات سياسي باشد.چراكه او به وراي جبر گرايي ساده حركت مي كند و انسان را موجودي فعال،عامل تغيير در چارچوب ساختار اجتماعي مي داند. درواقع افكار را روشنفكران ايجاد مي كنند(توليد)بعد آنرا طبقات ديگر اجتماع بسط مي دهند(توزيع)وبه وسيله آنها اين افكار را عملي مي سازند(عمل).طبقات اجتماعي نمي توانند به همت خودشان به آگاهي دست يابند،آنها به كمك نخبگان اجتماعي نياز دارند.اين به معني شكاف بين روشنفكر و عوام نيست بلكه نوعي تعامل بين آنهاست.از ديد بندا مي توان چهره روشنفكر را به عنوان كسي كه قادر است در برابر قدرت حقيقت را بگويد درك كرد.اصولا روشنفكر قشري از جامعه است كه :پاسخگو خواست هاي متعدد باشد.كسي كه برخي كاركرد هاي اجتماعي روي او سرمايه گذاري كرده است.بايد براي تاثير گذاري و ايجاد هر تغيير ي قبل از هر چيز خود را به درون جامعه بلغزند.اين كه تا اين اندازه بر نقش مثبت روشنفكر جهت ايجاد تغييرات اجتماعي و ايجاد نوعي تفوق فرهنگي صحبت مي شود از مهم بودن و كليدي بودن نقش آموزش و پرورش در هر جامعه اي نشات مي گيرد.مادامي كه سيستم هاي حكومتي از نهاد آموزش و پرورش و خانواده به عنوان پرسپكتيو استفاده مي كنند و طوري روي آن سرمايه گذاري مي شود كه تمامي ارزشي هاي و هنجارهاي تبليغ شده در اين راستا عادي و نورمال به نظر آيد نقش روشنفكر به عنوان كساني كه مي توانند به خصوص از راه سوم يعني لغزيدن به درون جامعه و تحت تاثير گذرادن ،تاثير گذاري مستقيم و بدون كنش افراد تحت آموزش به صورت منفعل،مي تواندبهترين خدمت جهت جامعه بشري باشد.چراكه انفعال افراد تحت آموزش ،انفعال سرمايه هاي عظيم اجتماع خواهد بود و به تبعش انفعال جامعه به فرد ياد داده مي شود كه كاري را كه از او خواسته اند انجام دهد در صورتي كه كار روشنفكر از خود پرسيدن و چرا بايد اين كار انجام گيرد است و چه كسي از اين كار سود مي برد و چگونه مي توان اين كار را مجددا با يك پروژه مشخص و انديشه اي نو پيوند زد. 

 


نقل قول از اين مطلب | تعداد بازديد: 578

تا کنون هيچ نظري داده نشده است.

فقط کاربران سايت فادر به ثبت نظرات خودهستند.
لطفا وارد سايت شويد و يا ثبت‌نام کنيد.

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4

 
< بعد   قبل >
 
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
 
© 1389 انجمن ايرانيان طلوع فردا
Joomla Farsi ! is Free Software released under the GNU/GPL License.
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا
 
انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا انجمن ايرانيان طلوع فردا