|
نگارش یافته توسط مدير سايت
|
|
26 آذر 1388 ساعت 05:50 |
سپيده پرگل *لقدارسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الحكمه و الميزان ليقوم الناس بالقسط *(پيامبرانمان را با نشانه هاي روشن فرستاديم ، با آنها نامه و ترازو فرو فرستاديم تا مردم به داد برخيزند ) وقتي صحبت از عدالت اجتماعي به ميان مي آيد اولين موضوعي كه ذهن را درگير ميكند ، معني كلمه عدالت ميباشد . عدالت چيست ؟ و چه جايگاهي در زندگي دارد ؟ عدالت در لغت به معني مساوات ، داد ، انصاف و امر متعادل است ، يعني حد وسط ميان افراط و تفريط . هر چند عدالت در گفتار ، افقي وسيع را در برميگيرد ولي در مقام عمل بسيار دشوار است .انسان داراي زندگي اجتماعي است و همواره در تلاش بوده كه بتواند مسير زندگيش را ( چه فردي و چه در سطح جامعه ) بر اساس عدالت سازمان دهي كند و هميشه يكي از مهمترين دغدغه هاي سياسي و اجتماعي ، يافتن عدالت و جامعه عدالت محور است و به همين جهت اين موضوع مورد توجه فلاسفه و بزرگان قرار گرفته است . در فرهنگ و آئين اسلامي نيز كه بر پايه قرآن بنا نهاده شده است .پايه هاي حكومت اسلامي ميبايستي بر اساس آموزه هاي قرآن و اسلام كه همان دادگري و عدالت ميباشد بنا شود و اين باور وجود دارد كه تمامي روابط افراد و گروه ها و مقررات حاكم بر جامعه و نهادهاي اجتماعي بايد عادلانه باشد و اين مقررات زماني از مشروعيت برخوردار است كه باعدالت منطبق باشد و فقدان اين مسئله جامعه و اجتماع را به سوي گسستگي و انحطاط پيش مي برد ، به همين دليل كسي كه زمام رهبري و امامت جامعه اسلامي را در دست ميگيرد بايستي از صفت و خوي هدالت بهره مند باشد باشد در غير اينصورت از دايره رهبري به خودي خود بيرون است . از نظر قرآن اساس و ثبات اجتماعيبر پايه عدالت است و دولتمردان موظف ميباشند كه عدالت را در جامعه اجرا كنند و از هرگونه ظلم پرهيز كنند. عدالت مختص حوزه خاصي نيست بلكه در تمام ابعاد زندگي اجتماعي بايد مورد توجه قرارگيرد. از اين رو بايد در تمام مسائل اجتماعي، اقتصادي ، سياسي ، نظامي ، خانوادگي و شخصي ، اصل عدالت مورد توجه قرارگيرد رعايت شود. عدالت در حوزه اجتماع و عدم تفاوت بين قشرهاي مختلف به ويژه در اسلام امري بوده كه همواره مورد تأكيد قرارگرفته است زيرا همواره افراد ضعيف در جوامع حقشان پايمال ميشود و اين بر عهده دولتمردان و كساني كه در رأس امور هستند ميباشد كه براي احقاق حقوقشان تلاش كنند و آزادي عمل را در جامعه براي همه اقشار به يك اندازه قائل شوند. عدالت بدون آزادي و آزادي بي عدالت امكان پذير نمي باشد ، پس عدالت اجتماعي بايد در سايه يك اراده قوي ، براي حقوق و آزادي هاي اجتماعي و فردي باشد و هر نوع كوتاهي در اين مسئله بزركترين ضربه را به عدالت در اجتماع وارد مي آورد . آنچه راهگشاي يك جامعه عدالت محور است همسو بودن عاقلانه عدالت و آزادي در يك جامعه ميباشد . اگر در جامعه ايي عدالت بطور دقيق اجراء شود نشان دهنده آن است كه قانون گذاران جامعه و دولتمردان ، عملكردشان بر پايه اصل توحيد و باورهاي توحيدي ميباشد و اين اصل هرگز از عدالت فاصله نميگيرد . در جامعه اي كه عادل است حاكميت عدل و داد را در رأس امور قرار ميدهند و بلعكس اگر در جامعه ايي عدالت اجراء نشود مهمترين دليل آن پيروي از هواي نفس و عدم اعتقاد به توحيد و معاد است كه مانع اصلي عدالت است . در نتيجه از عوامل تحقق عدالت در جامعه تعهد به دين و احساس مسئوليت و همدردي با اقشار ضعيف جامعه ميباشد و غفلت از آنها يعني بي مسئولتي ، بي كفايتي در عين حال نشانه بي انصافي و بي عدالتي در جامعه است . نقل قول از اين مطلب | تعداد بازديد: 659
فقط کاربران سايت فادر به ثبت نظرات خودهستند. لطفا وارد سايت شويد و يا ثبتنام کنيد. Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4 |